۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

ضعف خودی

مرحوم علی حاتمی کارگردان و فیلم ساز بزرگ ایران شاید معروف ترین اثرش سریال پر محتوی هزار دستان باشد
در این سریال کلمات جالبی وجود دارد مثلاً:
ضعف خودی بهتر از گدائی قدرت از بیگانه است
۸۸/۵/۵

فرزندان انقلاب

محمد حسنین هیکل نویسنده و روزنامه نگار بزرگ مصری است که در تمام جهان شناخته شده است 
وی سالها سردبیر روزنامه معروف الاهرام بوده است 
وی جمله زیبائی دارد:
تاریخ تطور بشر انقلاب هائی مانند انقلاب کبیر فرانسه را دیده است که فرزندان خود را خورده است اما در مورد ما این فرزندان انقلاب بودند که انقلاب را تباه کردند
۸۸/۵/۵

اختراع باغ وحش

اندیشمند بزرگی در مورد باغ وحش گفته است که :
باغ وحش مکانی است که برای بررسی عادات انسانها از سوی جانوران اختراع شده است.
۸۸/۵/۵

جهت سئوال

انقدر در کتاب امپراطور مطالب زیبا وجود دارد که حیف است آنها را نقل نکرد مثلاً جمله زیر :
در دربار رسم است که همیشه بالا از پائین سئوال می کند و نه بر عکس 
نخستین پرسش از جهت معکوس زنگ خطر آغاز انقلاب است
۸۸/۵/۵

نباید ها

باز هم جمله دیگری را از کتاب امپراطور برایتان نقل می کنم:
هر که را هوای بالا رفتن است ابتدا باید محرمات را بیاموزد 
چه نباید گفت چه نباید نوشت چه نباید کرد چی را نباید سرسری گرفت و کجا نباید غفلت ورزید
۸۸/۵/۵

بوی گند

سال ها پیش یک روزنامه نگار لهستانی کتاب جالبی نوشت بنام امپراطور که بزبان فارسی نیز ترجمه شده است . ظاهراً این کتاب در مورد امپراطور حبشه یا اتیوپی نوشته شده است ولی تمثیلی است.
مطالب و نکات جالبی در این کتاب وجود دارد مثلاً:
هرکس خوب و عمیق بو بکشد همه جا بوی گند می شنود.
۸۸/۵/۵

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

عجب صبری خدا دارد

وقتی مطلب انسان و حیوان را نوشتم و در آن اشاره به شعر زیبای معینی کرمانشاهی یعنی همان شعر ( عجب صبری خدا دارد ) کردم حیفم آمد که آن شعر را در این وبلاگ نگذارم :
عجب صبري خدا دارد ! 

اگر من جاي او بودم 

همان يك لحظه اول 

كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان

جهان را با همه زيبايي و زشتي 

بروي يكدگر ويرانه ميكردم .

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

كه در همسايه صدها گرسته ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم 

نخستين نعره مستانه را خاموش آن دم 

بر لب پيمانه ميكردم 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم 

كه ميديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين 

زمين و آسمان را 

واژگون ، مستانه ميكردم 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم 

نه طاعت ميپذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگر ها تيز كرده

پاره پاره در كف زاهد نمايان

سبحه صد دانه ميكردم 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم 

براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان 

هزاران ليلي نازآفرين را كو بكو 

آواره و ديوانه ميكردم 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم 

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان 

سراپاي وجود بي وفا معشوق را 

پروانه ميكردم 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم 

بعرش كبريايي ، با همه صبر خدايي 

تا كه ميديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد 

گردش اين چرخ را

وارونه بي صبرانه مي كردم 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم 

كه ميديدم مشوش عارف و عامي ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم كُش 

بجز انديشه عشق و وفا، معدوم هر فكری

در اين دنيای پر افسانه ميكردم 

عجب صبري خدا دارد !

چرا من جاي او باشم ؟ 

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و ، تاب تماشاي تمام زشت كاريهاي اين مخلوق را دارد 

وگرنه من به جاي او چو بودم 

يكنفس كي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه ميكردم 

عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !

۸۸/۵/۳